تبليغاتX
ناگفته هایم برای تو...

ناگفته هایم برای تو...

به خاطر من نرو...

 

به خاطر من نرو به شونه هام تکیه کن

 

بغضتو بشکن آروم بشین پیشم گریه کن

 

خسته نشو که اینجا آدم مهربون نیست

 

ستاره بختمون تو اوج کهکشون نیست

 

به خاطر من بمون به خاطرت می مونم

 

خودم ستارت می شم تو می شی آسمونم

 

با پر کشیدن تو چیزی عوض نمی شه

 

فقط یه غم می مونه تو قلب من همیشه

 

به خاطر من بخون صدات شبیه دریاست

 

لحن طلایی تو خودش برام یه دنیاست

 

تحملت کجا رفت چاره تو سفر نیست

 

تو دنیامون هیچ کسی از من دیوونه تر نیست

 

به خاطر من بخواب چشماتو رو هم بذار

 

تو گلدون سفالیت گلای مریم بذار

 

بذار که عطر این عشق بیفته دست نسیم

 

بذار همه بدونن آخر به هم می رسیم

 

به خاطر من بخند تا دوباره بهار شه

 

دختر قلعه نور اسب طلا سوار شه

 

با رفتنت زندگی چیزی به جز قفس نیست

 

هوای بی تو بودن خالیه توش نفس نیست

 

به خاطر من بیا من که برات می میرم

 

بیا و فریاد بزن حرفمو پس می گیرم

 

به خاطر من بگو بگو جایی نمی ری

 

بگو که موندگاری حرفتو پس می گیری

 

منم به خاطر تو خط می کشم رو دنیا

 

یا تو یا هیچکس می شه قرار آخر ما...

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 9 دی1388ساعت 15:52  توسط ثمین  | 

عشق...

به حقیقت سوگند

 

وبه سجاده ی گسترده ی نور

 

زندگی معبر محنت خیزی است

 

که اگر عشق نتابد در آن

 

راه تاریک وهراس انگیزیست...

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 18 آذر1388ساعت 21:10  توسط ثمین  | 

گذشته...

 

مهربانم:

 

گذشته هر چه بود گذشت از گذشته جز تصاویر مبهمی

 

در خاطرم نیست اما اگر دوست داشته باشی لحظه به لحظه

 

  آینده را برایت به تصویر می کشم...

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 28 مهر1388ساعت 17:35  توسط ثمین  |